مرتضى راوندى
391
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
سير تكاملى مىشمرد ، در آثار عدهيى از متفكرين بزرگ ، با وضوح تمام بروز كرده است . اين طبيعى است ، اسلوب ديالكتيك ، اختراع احدى نيست . انعكاس واقعيت عينى و خارجى در ذهن انسانى است . ذهن ايرانى به همان اندازه آن را منعكس مىكند كه ذهن غيرايرانى . مطالعهء اشكال تفكّر ديالكتيك در نزد متفكرين ايرانى ، در ما اين غرور و اطمينان را ايجاد مىكند ، كه مانند پيشينيان خود مىتوانيم و بايد بتوانيم ، در زمينهء تفكر فلسفى و منطقى ، از سطح تكامل جهانى عقب نمانيم . براى اين منظور ، بايد هم فرهنگ جهانى را عميقا آموخت و هم فرهنگ ميهن را . . . » « 1 » عقيدهء ادوارد برون در حق ملاصدرا و محى الدين عربى به نظر ادوارد براون ، آنچه گوبينو در حق يكى از فلاسفهء بسيار متأخر يعنى ملاصدرا نوشته ، درست در مورد شيخ محى الدّين ابن العربى و اماثل و اقران وى نيز صادق است ، لذا كلمات او را عينا نقل مىكنيم : « در گفتارهاى خود دقت داشت در پرده سخن بگويد . در كتابهاى خود بهويژه لازم بوده است همين دقت را داشته باشد و چنين كرده است و كسى كه كتب او را بخواند عقيدهء بسيار ناقصى دربارهء تعليمات او پيدا مىكند . منظورم كسى است كه بدون راهنمايى استاد ، به مطالعه آن كتابها بپردازد ، با استادى كه آشنا به راه و روش او باشد ، بدون زحمت و مشقّت مىتوان به درون نوشتههايش راه يافت و به اسرارش پى برد . شاگردانش به توارث نسلا بعد نسل ، حقيقت انديشههايش را دريافتهاند و كليد فهم اصطلاحات او را در دست دارند . اين كليد براى آن نيست كه آشكارا فكر او بيان شود ، بلكه اشاراتيست كه ناگفته ، فكر او را برساند . » « 2 » به نظر على پاشا صالح : « . . . سخنانى را كه بوى بدعت ، از آن استشمام مىشده ، فقها كفر و الحاد مىدانستهاند خواه عرفا گفته باشند خواه حكما ، و طبعا رموز و تعبيرات خاصى در كلمات ايشان بهميان آمده است . شاهد مدّعا ، اين بيت حافظ دربارهء حسين بن منصور حلاج است : گفت آن يار كزو گَشت سَرِ دار بلند * جُرمش آن بود كه اسرار هويدا مىكرد اما از خصوصيّات حكيم و فيلسوف واقعى ، حقيقتجويى و بحث آزاد است آزادى
--> ( 1 ) . ويژگيهاى و دگرگونيهاى . . . از ص 301 به بعد ( به اختصار ) . ( 2 ) . تاريخ ادبى ايران ، ادوارد براون ، ج 2 ، پيشين ، ص 823 .